معرفی کتاب ناطور دشت اثر جی دی سلینجر

53
0

ناطور دشت از اون کتاب‌هایی بود که واقعا آدم رو شیفته خودش می‌کرد. به نظرم یکی از بهترین رمان‌هایی بود که بعد از مدت‌ها خوندم. جریان روایی منسجم و درون مایه بسیار جذاب.
حتی خود شخصیت هم شخصیت خوبی بود، به خوبی پردازش شده بود. توصیفات اصلا سرعت داستان رو کم نمی‌کرد و خود داستان هم بسیار جذاب بود. به نظرم همه باید این کتاب رو بخونن چون همه ما در دوره‌ای از زندگی مون تصمیم گرفتیم که مثل هولدن باشیم.

تصمیم گرفتیم که جمع کنیم و بریم یه گوشه‌ای توی یک روستا و ناطور دشت بشیم. اما به دلیل همون تضادی که ته ذهنمونه منصرف شدیم. وقتی زرق و برق دنیای مدرن رو دیدیم و دیدیم که زندگی چیزی بجز همین تضاد نیست، پشیمون شدیم.

در مورد اسم ناطور دشت هم یک چیزهای جالبی پیدا کردم. ناطور که به نظر میرسه یه جورایی حالت مترسک داره. کسیه که توی مزرعه و دشت میچرخه و مواظب محصوله که پرنده‌ها و حیوانات نیان بخورن.

اما توی انگلیسی اسمش هست The Catcher in the Rye که از یک شعر از رابرت برنز گرفته شده به اسم Comin’ Thro the Rye کلمه RYE یعنی چاودار یا جوی سیاه یا همچین چیزایی. خود کلمه اونطور که من متوجه شدم، اشاره به کسایی داره که اجازه نمیدن گندم از آسیاب خارج بشه. وقتی آسیاب میچرخه، یه سری گندم از گوشه و کنار میریزه بیرون. کار کچر ده رای اینه که اون گندم ها رو جمع کنه.

حالا برمیگردیم توی داستان، جایی که هولدن داره واسه فیبی تعریف می‌کنه می‌خواد چیکاره بشه.« ببین مدام یه تصویر تو سرمه. بچه‌هایی که دارن تو دشت بزرگی بازی می‌کنن. یه عالمه بچه کوچولو. بیشتر از هزارتا. هیچکی‌ام اونجا نیست که مواظب‌شون باشه. هیچکی جز من. من وایسادم لبه یه پرتگاه خطرناک و کارم اینه که نذارم بچه‌ها بیان لبه پرتگاه. یعنی اگه دیدن و حواس‌شون نبودن دارن اشتباه میرن. من میرم و میگیرمشون. تمام روز کارم همینه. این که فقط و فقط بشم ناطور دشت. »

سلینجر می‌خواد بگه که هولدن می‌خواد نذاره که بچه ها از مسیرشون منحرف بشن. مثل اتفاقی که واسه خود هولدن افتاد. هولدن از تمام موضوعات سطحی که اطرافش میگذره بیزاره. نمی‌خواد نسل بعدی هم همین بلا سرش بیاد. کل داستان حول همین مساله میچرخه. اینکه نسلی در حال رشده که داره به لبه پرتگاه میره و کسی نیست جلوی افتادنشون رو بگیره. در مجموع به نظرم این کتاب واقعا ارزش خوندن داره.

  معرفی کتاب سقلمه از ریچارد تیلر

خلاصه داستان ناطور دشت

ناطوردشت داستان هولدن کالفیلد، نوجوانی سرخورده و بی‌هدف را روایت می‌کند که پس از اخراج از مدرسه‌ای خصوصی در نیویورک، به مدت چند روز در شهر سرگردان می‌شود. هولدن، که از بی‌عدالتی‌ها و ریاکاری‌های دنیای بزرگ‌ترها و جامعه خسته شده، در جستجوی معنای زندگی و آرامش درونی است. در این مسیر، او با افرادی مختلف برخورد می‌کند و دنیای درونی‌اش به شکلی پیچیده و گاه تیره‌وتار به تصویر کشیده می‌شود. در تمام طول داستان، هولدن با احساسات تنهایی، بی‌اعتمادی به بزرگ‌ترها و تلاش برای یافتن هویت خود روبرو است.

چرا باید کتاب ناطور دشت را خواند؟

نگاهی به پیچیدگی‌های نوجوانی: ناطوردشت به‌طور بی‌رحمانه و صادقانه‌ای به مشکلات روانی و اجتماعی دوران نوجوانی می‌پردازد و بسیاری از خوانندگان می‌توانند با شخصیت هولدن همذات‌پنداری کنند.
سبک نوشتاری منحصر به فرد: جروم دیوید سالینجر با نثری ساده اما پرمعنا، دنیای ذهنی هولدن را به زیبایی ترسیم کرده و آن را به یک تجربه خواندنی و دلنشین تبدیل کرده است.
آگاهی از مشکلات جامعه: کتاب نه‌تنها به مسائل فردی می‌پردازد، بلکه نقدی است به جامعه و ارزش‌های آن، که بسیاری از ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی را به چالش می‌کشد.
معنای عمیق: در این اثر، مفاهیم زیادی همچون هویت، بلوغ، تلاش برای فرار از مشکلات، و جستجوی معنای زندگی به‌طور زیرکانه‌ای مطرح شده است.

نقد و بررسی کتاب ناطور دشت

ناطوردشت همواره با نقدهایی مواجه بوده است. برخی آن را به‌عنوان یک شاهکار ادبی معرفی کرده‌اند که در آن دردهای درونی نوجوانی به زیبایی و عمق به تصویر کشیده شده است. از سوی دیگر، برخی معتقدند که شخصیت هولدن ممکن است برای برخی خوانندگان دشوار و ناراحت‌کننده باشد. این کتاب با سبک خاص خود، که از زبان یک نوجوان عصبانی و گیج روایت می‌شود، می‌تواند برای کسانی که با ادبیات مدرن آشنا نیستند، چالش‌برانگیز باشد.

سخن پایانی

اگر به دنبال یک رمان تاثیرگذار با درون‌مایه‌های عمیق روان‌شناختی و فلسفی هستید، ناطوردشت یک انتخاب بی‌نظیر خواهد بود. این کتاب به‌ویژه برای افرادی که با مفاهیم بلوغ و بحران هویت درگیرند، جذاب خواهد بود.

عضویت در خبرنامه !

Ahmad Sobhani
نوشته شده توسط

Ahmad Sobhani

فینسوف کیه؟
احمد سبحانی هستم، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه فردوسی و ارشد MBA از دانشکده علوم اقتصادی تهران و خرده دستی هم به قلم دارم.
اینجا تجربیات و دانسته‌هام رو در زمینه‌های مختلف از فلسفه و اقتصاد تا سیاست و جامعه با شما به اشتراک میذارم. همینطور کتاب‌هایی که خوندم و فیلم‌هایی که دیدم رو با هم بررسی می‌کنیم.
گاهی هم داستان می‌نویسم که خوشحال میشم بخونید و در موردشون نظر بدید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn