نزدیک به پنج سال پیش و بحبوحه بحران کرونا گفتم که جهان در حال حرکت به سمت خطرناکی است. سمتی که در آن جنگ و کشتار به سبک دهه ۱۹۳۰ اجتناب ناپذیر است.
از آن زمان نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر در جنگ های مختلف کشته شدهاند و نزدیک به یک تریلیون دلار خسارت به اقتصاد جهانی وارد شده است.
تورم که خود یکی از عوامل مهم شروع درگیریها بود نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه بدتر هم شده است و رکود اقتصادی جهان را در بر گرفته است.
تمام اینها تنها و تنها به یک دلیل رخ داده است. جایگاه دلار به عنوان ارز جهانی. اما اتفاق تاسفباری که رخ داده است این است که برخلاف پیشبینی من برای شروع دوره ۳۰ ساله رشد اقتصادی، اما سال ۱۴۰۳ روند را به کلی تغییر داد. بنده هنوز هم معتقدم که ما وارد روند ۳۰ ساله رشد اقتصادی شدهایم اما به خاطر ساختار سیاسی موجود (که پیشتر در مورد آن صحبت کردهام) امکان آزادسازی پتانسیلهای اقتصادی کشور وجود ندارد.
اما برای سال ۱۴۰۴ باید منتظر چه چیز باشیم؟
شورش در سال ۱۴۰۴ تقریبا قطعی است
علیرغم هشدارهایی که داده شد، اما افزایش حقوق کارگران و کارمندان برای سال ۱۴۰۴ آنقدر که باید و شاید مناسب نبود که بتواند جلوی شورشهای خیابانی را بگیرد. افزایش یکباره دلار از کانال ۶۰ هزار تومان تا ۹۶ هزار تومان نیز باعث سردرگمی، نگرانی، استرس و از همه مهمتر عصبانیت کارگران شده است.
در واقع دولت پزشکیان در شش ماه شروع به کار خود کشور را به یک انبار باروت تبدیل کرده است. در حال حاضر بسیار بعید است که در سال ۱۴۰۴ شاهد یک شورش خیابانی نباشیم.
به نظر میرسد اتفاقات سال ۱۳۹۸ در حال تکرار است. در آن سال نیز ترامپ به رهبر ایران نامهای نوشت که آن نامه خوانده نشده پس فرستاده شد. سپس اتفاقات آبان ۹۸ رخ داد و در نهایت شهادت سردار سلیمانی و ماجرای هواپیمای اوکراینی و…
اکنون نیز شاهد چنین سناریویی هستیم. نامه ترامپ که فرستاده شده و تهدیدهای شدیدی که علیه مقامات ایرانی انجام میشود اوج گرفته است.
نتانیاهو نیز قصد دارد از فرصت استفاده کرده و به تاسیسات هستهای ایران حمله کند. نابودی تاسیسات هستهای ایران اولین گام برای حمله مستقیم یا حتی حمله هستهای به ایران است. چرا که اگر ایران توانایی فرار هستهای داشته باشد، ممکن است اقدامی انجام دهد که منجر به پشیمانی اسرائیل شود.
بسیاری ادعا میکنند که حمله هستهای به ایران رخ نخواهد داد. اینها همان احمقهایی هستند که ادعا میکردند حمله مستقیم به ایران رخ نمیدهد و همینطور همان احمق هایی هستند که میگفتند امضای کری تضمین است.
حمله هستهای به ایران اتفاقا یکی از محبوبترین گزینهها برای آمریکا و اسرائیل است تا جدیت خود را در مقابل دشمنان خود نشان دهند.
بنابراین تکلیف حمله نظامی به ایران را نحوه مواجهه مقامات ایرانی با آشوب سال ۱۴۰۴ تعیین میکند. اگر آشوب به طور موثر سرکوب شود یا پیش از شکلگیری از بین برود به احتمال زیاد سناریوی حمله نظامی از روی میز برداشته خواهد شد. در غیر این صورت حمله نظامی قطعا رخ خواهد داد. شکی در این نخواهد بود.
سقوط اردوغان فضایی برای تنفس
سقوط اردوغان میتواند به ایران فضایی برای تنفس بدهد. در حال حاضر شاهد آن هستیم که خیابانهای ترکیه مملو از جمعیتی است که خواهان آزادی اکرم اماموغلو هستند.
اماموغلو رقیب سرسخت اردوغان از حزب کمونیست جمهوریخواه است. البته باید توجه داشته که انتخابات ترکیه به تازگی برگزار شده است و اردوغان تا سال ۲۰۲۸ بر سر کار خواهد بود مگر اینکه ائتلاف دولت از بین برود.
اما مساله مهم این است که اگر تجمعات اخیر در ترکیه به سقوط دولت یا استعفای دولت منجر شود. (که در صورت ادامه دار بودن احتمالا دولت ورشکسته خواهد شد) اتفاق عجیبی در ساختار سیاسی ترکیه رخ میدهد.
پیشتر گفتهام که ترکها نزدیک به ۲۰ سال از جهان قرض گرفتهاند و امروز موعد پس دادن قرضشان است. فقر و فلاکتی که امروز در ترکیه ایجاد شده است همچنان ادامهدار خواهد بود.
اما اگر اردوغان سقوط کند چه میشود؟ از سال ۲۰۱۸ اردوغان ساختار سیاسی ترکیه را از پارلمانی به ریاستی تغییر داده و اختیارات زیادی را به خودش تنفیذ کرد.
این مساله برای آن بود که اردوغان بتواند برنامههای سیاسی خود را پیادهسازی کند و در واقع حکومتی دیکتاتوری ایجاد کند. نکته جالب توجه این است که دقیقا از همان زمان بود که به خاطر سیاستهای اشتباه اردوغان در راستای نوعثمانیگری فقر و فلاکت در ترکیه روز به روز بیشتر و بیشتر شد. ارزش لیر ترکیه طی ده سال گذشته حتی از ریال ایران هم با سرعت بیشتری کاهش ارزش داشته است.
حال اگر رئیس جمهور دیگری با اختیاراتی که اردوغان برای خودش در نظر گرفته است، وارد عمل شود. احتمالا شاهد وضعیتی به مراتب بدتر خواهیم بود. ترکیه که روزی قبله آمال غربگراها در ایران بود، به زودی به مخروبه تبدیل میشود.
اما نکته حائز اهمیت برای ما این است که با سقوط یا حتی تضعیف اردوغان ایران این فرصت را دارد که جایگاه خود را در خلیج فارس و همینطور سوریه مستحکمتر کند. چرا خلیج فارس؟ چون هرگونه سقوط در ترکیه نمیتواند بدون آسیب به قطر به عنوان شریک استراتژیک این کشور انجام شود.
باید دید که آیا ایران میتواند جایگزین ترکیه در قطر شود یا خیر. اخوانیها نشان دادهاند زمانی که تحت فشار قرار میگیرند به سمت ایران متمایل میشوند اما ایران نمیتواند اهرم فشاری علیه اخوانیها ایجاد کند که این تمایل را به یک همکاری استراتژیک و بلندمدت تبدیل کند.
همچنین سقوط اردوغان یا حتی تضعیف او میتواند به ایران فضایی برای تنفس بدهد. چرا که تضعیف ترکیه به معنای بهبود جایگاه ایران در سه مناقشه کلیدی است. اول مناقشه ارمنستان و آذربایجان. دوم مناقشه گازی قطر و سوم مناقشه تاجیکستان با قرقیزستان است.
اقتصاد آمریکا سقوط خواهد کرد
سالها است که همه منتظر یک سقوط در اقتصاد آمریکا هستند. این سقوط قرار بود در سال ۲۰۲۴ رخ دهد که به دلایلی این اتفاق رخ نداد. اما با توجه به اینکه اقدامات خصمانه ترامپ علیه تجارت جهانی اوج گرفته است، احتمالا این سقوط به زودی رخ خواهد داد.
این سقوط بدتر از آن چیزی است که پیشتر تصورش را میکردم. چرا که سقوطی که من تصور میکردم تنها سقوط در اوراق قرضه و سهام بود. اما سقوط که امروز میبینم. سقوط در همه چیز است.
یک سقوط در اقتصاد جهانی. به طوری که همه چیز از کار خواهد افتاد. کشتیها دیگر حرکت نمیکنند، هواپیماها پرواز نخواهند کرد. خیابانها متروک خواهند شد، تولیدات انرژی از کار خواهد افتاد. تولید کنندهها بیکار خواهند شد و در یک کلام آشوب همه جا را در بر خواهد گرفت.
هنگامی که اقتصاد آمریکا دچار این سقوط شود و نکول گسترده رخ دهد. حتی با تزریق ۱۰ تریلیون دلار نیز اقتصاد جهانی سرپا نخواهد شد.
آمریکا به عنوان بزرگترین مصرف کننده جهان که سال گذشته نزدیک به یک تریلیون دلار کسری تجاری داشته است موتور محرک اقتصاد جهانی را راه میاندازد. هنگامی که ایالات متحده دیگر مصرف نکند. تولیدات سرمایهدارانه دیگر خریداری نخواهد داشت.
هنگامی که مصرف کننده آمریکایی دیگر مسافرت نرود دیگر نفت خریدار ندارد. هنگامی که شرکتهای آمریکایی تعطیل شوند، دیگر تولید کنندگان برق خریدار ندارند. هنگامی که مصرف کننده آمریکایی دیگر به بازار نرود، املاک تجاری در آمریکا سقوط خواهند کرد.
از آنجایی که ساختار مالی جهان در هم تنیده است. اگر آمریکا مصرف نکند، تولید کنندگان نیز تعطیل خواهند شد. دیگر نفت، گاز، مس، آهن و هیچ چیز خریدار نخواهد داشت.
بدین ترتیب همه چیز در جهان بی ارزش میشود. حال باید کشورهای دیگر جایگزین مصرف آمریکا شوند. هند یا چین یا اندونزی که جمعیت بسیار زیادی دارند گزینههای مناسبی هستند. اما این کشورها که دلار ندارند. دلیل آنکه آمریکا بی حساب و کتاب مصرف میکرد جایگاه دلار بود. اگر دلار سقوط کند همه چیز سقوط خواهد کرد.
هنوز تمام نشده است. اگر آمریکا سقوط کند، دیگر نمیتواند هزینه سرسام آور نیروی دریایی خود را پرداخت کند. نیروی دریایی آمریکا از جهان جمعآوری خواهد شد. جایگزین؟ وجود ندارد. دزدی دریایی اوج میگیرد. هزینه باربری دریایی افزایش پیدا میکند. بیمههای دریایی ورشکسته خواهند شد. مسیرهای دریایی ناامن میشود و باز هم تورم در جهان افزایش پیدا میکند.
این افزایش تورم در جهان منجر به آن میشود که تودهها سر به شورش بردارند. حکومتها سقوط کنند. فاشیستها بر سر کار بیاییند. بر طبل جنگ بکوبند و یکبار دیگر جهان وارد جنگ جهانی شود.
بنابراین یکی از پیشبینیهای من برای سال ۱۴۰۴، سقوط اقتصادی آمریکا است که امیدوارم به زودی رخ دهد.
جنگ اسرائیل همچنان ادامه خواهد داشت
همانطور که از ابتدا گفتم، جنگ اسرائیل جنگی نیست که به زودی تمام شود. این جنگ تا نابودی تمام زیرساختها ادامه خواهد داشت.
این مساله کاملا مشخص شده است. بله اسرائیل فاز اول جنگ را پیروز شد اما این جنگ چندین فاز خواهد داشت. هنوز بازی تمام نشده است.
عربستان سقوط میکند، نه فورا ولی حتما
عربستان باید به زودی سقوط کند. به چند دلیل. اول آنکه آمریکا برای ادامه تولیدات خود نیازمند آن است که تولیدات عربستان را از بازار خارج کند. دوم آنکه کاهش قیمت نفت به ضرر تولیدات شیل خواهد بود. سوم آنکه عربستان اخیرا چراغهایی به سمت چین زده است و باید به راه راست هدایت شوم. چهارم آنکه ساختار سیاسی عربستان در صورت فوت ملک سلمان دچار تنش شدیدی خواهد شد. پنجم آنکه فرار سرمایه از عربستان طی سالهای اخیر افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. ششم آنکه ترامپ از عربستان خواسته است یک تریلیون دلار در آمریکا سرمایهگذاری کند در حالی که عربستان چنین پولی ندارد.
بنابراین سقوط عربستان تقریبا قطعی است. اما اینکه چه زمانی این اتفاق رخ دهد مشخص نیست.
در بلندمدت هدف ایجاد همان کشورهای کوچک و بدون تاثیرگذاری در خاورمیانه است. تبدیل کشورهای خاورمیانه به چندین کشور مینیاتوری که توانایی هیچ کاری نداشته باشند.
مکانیسم ماشه، فعال نخواهد شد
به نظر من بازی ایران حتی برای نامه ترامپ همگی در راستای عدم فعالسازی مکانیسم ماشه است.
ایران قصد دارد پای خود را لای در مذاکره بگذارد تا مکانیسم ماشه فعال نشود. در نتیجه آن احتمالا طی چند ماه آتی مذاکرات با شدت نسبتا پایین برگزار خواهد شد و هر زمان که کشورهای اروپایی تهدید به فعالسازی مکانیسم ماشه را داشتند، احتمالا ایران تهدید به خروج از معاهده منع گسرش میکند.
با این حال تکلیف مکانیسم ماشه باید تا خرداد مشخص شود. کشورهای غربی باید تا خرداد ماه در مسیر فعالسازی مکانیسم ماشه قرار بگیرند. دلیل آنکه ترامپ ضرب العجل ۲ ماهه برای پاسخ به نامهاش تعیین کرده همین مساله است.
با این همه مکانیسم ماشه فعال نخواهد شد. چرا که اروپاییها بسیار محتاطتر از آمریکاییها هستند. آنها میدانند فرار ایران به سمت ایجاد بازدارندگی هستهای میتواند قدرت نظامی آنها را با چالشی جدی مواجه کند. بنابراین ترجیح میدهند کج دار و مریز با ایران تا کنند.
تحلیل شما زمان و مکان مشخصی ندارد. من متوجه نمیشوم تحلیل کوتاه مدت دارید در این نوشته یا بلند مدت . آنجا که در مورد ایران و شورش در سال 1404 است به نظر تحلیل کوتاه مدت است . آنجا که در مورد سقوط آمریکا و عربستان می گویید مشخص نیست ولی اگر تحلیل بلند مدت باشد دلیل ترکیب یک نوشته با تحلیل کوتاه و بلند را در این سطح نوستراداموسی بدون ارائه هیچ فکتی نمی دانم.
همه چیز مثل روز روشن است. نیازی به تفسیر بیشتر ندارد. تمام تحلیل ها متعلق به سال ۱۴۰۴ هست.
شما باید سایر تحلیل ها را مطالعه کنید تا بتوانید به روشنی مسیر تحلیل را درککنید. این که یک جمله را بخوانید و بخواهید با استناد به ان کل مساله را تخطئه کنید کار عقلانی نیست.