ویتگنشتاین، فیلسوفی که عاشقانه دوستش دارم، جایی میگوید که «مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است»
پیشتر در یکی از اپیزودهای فینسوف در مورد این بحث کردهام که زبان چگونه جهان ما را شکل میدهد. در واقع ما از طریق بازیهای زبانی جهان را برای خود قابل درک میکنیم.
اما در کنار آن ما سیستم زبانی را توسعه میدهیم تا با استفاده از آن بتوانیم قدرتی برای خود دست و پا کنیم.
زبان انگلیسی را ببینید. چگونه انگلیس (و به تبع آن ایالات متحده) توانستند چنین شبکه در هم پیچیدهای از استعمار را ایجاد کنند؟ تنها و تنها به واسطه زبان.
چرا پانترکها اینقدر بر روی زبان تاکید دارند؟ چرا که زبان یعنی قدرت.
در واقع زبان برای انسان آخرین سنگری است که فتح نشده بود. زبان پیچیدهترین ساختاری است که انسان ایجاد کرده و در طی قرون آن را توسعه داده است.
حالا هوش مصنوعی با استفاده از مدلهای زبانی بزرگ LLM این سنگر را نیز فتح کرده است.
برخی به اشتباه تصور میکنند که هوش مصنوعی تنها آنچه که در شبکههای اجتماعی و اینترنت دیجیتال شده است، جمع آوری کرده و به ما ارائه میدهد.
این سادهانگارانهترین تصوری است که میتوان از تکنولوژی LLM داشت. در واقع مهمترین کاری که ۲ سال پیش با معرفی نسخه جدید CHATGPT انجام گرفت این بود که این مدلها نه تنها توانستند زبان را درک کنند، بلکه توانستند معنا ایجاد کنند.
امروزه حتی میتوانند پا را فراتر بگذارند و زبان جدید خلق کنند. زبانی که تنها خودشان میتوانند بفهمند.
از این لحظه به بعد دو آینده برای بشر متصور است.
آینده اول این است که ما آنقدر همبسته شویم که در نهایت تبدیل به یکی شویم.
هوش مصنوعی میتواند برج بابل ما شود.
دیگر نه خلاقیتی، نه ایدهای، نه حرف جدیدی. ما هرآنچیزی که از چت جی پی تی دریافت میکنیم، به عنوان یک حقیقت آبجکتیو مدنظر قرار میدهیم.
چرا که نه؟ چت جی پی تی بر خلاف انسان سوگیریهای سوبژکتیو ندارد. منافعی ندارد، احساسات ندارد و هر آنچه که میگوید از خرد ناب میآید.
حتی اگر فرض کنیم که هوش مصنوعی دادهها را از سرتاسر اینترنت برداشته و ارائه میکند، چون سوگیری ندارد، هرآنچه میگوید از خرد عمومی می آید.
اما برای کسی مانند من که همه چیز را در پارادایم قدرت میفهمم. چت جی پی تی نیز از گزند قدرتمندان خارج نخواهد بود.
دیری نخواهد گذشت که حتی این تکنولوژی نیز در اختیار قدرتمندان قرار میگیرد و وسیلهای برای سرکوب و استثمار میشود.
چه میشود که چت جی پی تی با استفاده از تاریخچه سرچهای ما به ما سوگیریهای خاصی ارائه کند؟ چه میشود اگر هوش مصنوعی معنایی جدید خلق کند که از پیش نبود؟
از کجا میفهمیم که هوش مصنوعی آنچه که به ما ارائه داده است، صحیح است؟
بوردیو در مورد آموزش معتقد است که آموزش تنها انتقال دانش نیست. بلکه همبستگی ما با طبقه اجتماعی خاصی است.
آیا هوش مصنوعی نمیتواند ما را به طبقههای اجتماعی خاص تقسیم کند؟ (نه عمدا بلکه کاملا تصادفی بر اساس اینکه چه کسانی زودتر قابلیتهای پرشمار این ابزار را یاد گرفتهاند یا به سادگی در زمانهای به دنیا آمدند که این ابزار در دسترس است؟)
بنابراین یکی از سناریوها برای آینده بشر این است که همه با یکدیگر همبسته شوند و سناریوی دیگر این است که کاستها و طبقات فرهنگی و اقتصادی جدیدی شکل بگیرد که قدرت هوش مصنوعی آن را تشدید میکند.
باید قبول کنیم که دیگر در برابر تکنولوژی بی دفاعیم. آخرین سنگر انسان عظیمترین و تاریخیترین سنگر نیز فتح شد. پس از این یا به پایان تاریخ نزدیک شدیم و یکبار برای همیشه سوژه میتواند ابژه را درک کند، یا به پایان انسان نزدیک شدیم.