گفتگو فینسوف با رادیو چت‌طوری: فریلنسری، آزادی یا محلل در سیستم

133
0

فریلنسینگ در ظاهر جذاب است. وعده آزادی زمانی، استقلال مالی، کار بدون رئیس و امکان درآمد دلاری. اما پشت این تصویر شسته‌رفته، واقعیتی پنهان شده که نه‌تنها زندگی فردی بسیاری از فریلنسرها را دچار فرسایش کرده، بلکه در مقیاس بزرگ‌تر، به تخریب تدریجی اقتصاد، روابط اجتماعی و امنیت شغلی منجر شده است.

فریلنسری یعنی حذف امنیت، نه خلق آزادی

در اقتصاد کلاسیک، شغل یعنی ثبات نسبی، بیمه، بازنشستگی، پیش‌بینی‌پذیری و حداقلی از امنیت روانی. فریلنسینگ این چهار ستون را یکی‌یکی حذف می‌کند و به‌جایش «عدم قطعیت دائمی» می‌نشاند.

فریلنسر:

  • بیمه ندارد یا اگر دارد، شخصاً و با هزینه بالا پرداخت می‌کند
  • بازنشستگی برایش یک شوخی تلخ است
  • درآمدش نوسانی و غیرقابل پیش‌بینی است
  • همیشه در حال رقابت فرساینده با ارزان‌ترین نیروی کار دنیاست

این مدل کاری، انسان را از یک نیروی مولد پایدار به یک واحد مصرف‌شونده کوتاه‌مدت تبدیل می‌کند.

اقتصاد فریلنسری؛ مسابقه‌ای برای ارزان‌تر شدن انسان

فریلنسینگ جهانی، به‌خصوص در پلتفرم‌ها، یک منطق ساده دارد:
هرکس ارزان‌تر کار کند، برنده است.

این یعنی:

  • سقوط دستمزد واقعی
  • بی‌ارزش شدن تخصص
  • فشار دائمی برای کار بیشتر با پول کمتر

وقتی یک طراح، نویسنده یا برنامه‌نویس بداند فردی در کشور دیگر همان کار را با یک‌سوم قیمت انجام می‌دهد، نتیجه مشخص است: یا خودش را می‌شکند، یا از بازار حذف می‌شود.

این فرآیند نه‌تنها اقتصاد را کارآمدتر نکرده، بلکه «طبقه‌ای از شاغلان فقیر» ساخته که کار می‌کنند، اما امنیت و آینده ندارند.

فریلنسینگ و فرسایش روانی انسان

فریلنسری فقط یک مدل کاری نیست، یک وضعیت روانی دائمی است:

  • اضطراب تمام‌نشدنی بابت پروژه بعدی
  • ناتوانی در برنامه‌ریزی بلندمدت زندگی
  • مرز محو بین کار و زندگی شخصی
  • احساس تنهایی شغلی و اجتماعی

فریلنسر همیشه «در حال آماده‌باش» است. حتی وقتی کار می‌کند، نگران تمام شدن کار است. حتی وقتی درآمد دارد، از فردا می‌ترسد.

رانندگان اسنپ و تپسی؛ فریلنسری در خشن‌ترین شکل ممکن

اگر فریلنسینگ دیجیتال آسیب‌زا است، فریلنسینگ پلتفرمی در حمل‌ونقل، نسخه عریان و بی‌رحم آن است.

رانندگان اسنپ و تپسی:

  • کارمند نیستند، اما تمام محدودیت‌های یک کارمند را دارند
  • شریک نیستند، اما تمام ریسک‌ها را خودشان می‌پذیرند
  • بیمه ندارند یا به‌سختی تأمین می‌کنند
  • استهلاک خودرو، سوخت، تعمیرات و جریمه‌ها کاملاً بر عهده خودشان است

پلتفرم فقط «واسطه» است، اما سود ثابت می‌گیرد. راننده اما با درآمد متغیر، قوانین یک‌طرفه و الگوریتمی کار می‌کند که نه توضیح می‌دهد، نه پاسخ‌گوست.

الگوریتم؛ رئیس نامرئی و بی‌رحم

راننده اسنپ یا تپسی رئیس ندارد، اما یک الگوریتم دارد که:

  • نرخ کرایه را تعیین می‌کند
  • اولویت سفر را مشخص می‌کند
  • جریمه می‌کند، بدون توضیح
  • تعلیق می‌کند، بدون دادگاه

این بدترین شکل رابطه کاری است:
قدرت کامل، بدون مسئولیت.

نتیجه نهایی؛ جامعه‌ای خسته و اقتصادی شکننده

گسترش بی‌ضابطه فریلنسینگ و کار پلتفرمی، در نهایت به این نتایج منجر می‌شود:

  • کاهش امنیت شغلی در سطح جامعه
  • تضعیف طبقه متوسط
  • افزایش فرسودگی روانی نیروی کار
  • انتقال ریسک از شرکت‌ها به افراد
  • ناتوانی نسل‌ها در برنامه‌ریزی برای آینده

اقتصادی که بر شانه‌های انسان‌های ناامن بنا شود، شاید مدتی رشد کند، اما در نهایت فرو می‌ریزد.

عضویت در خبرنامه !

Ahmad Sobhani
نوشته شده توسط

Ahmad Sobhani

فینسوف کیه؟
احمد سبحانی هستم، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه فردوسی و ارشد MBA از دانشکده علوم اقتصادی تهران و خرده دستی هم به قلم دارم.
اینجا تجربیات و دانسته‌هام رو در زمینه‌های مختلف از فلسفه و اقتصاد تا سیاست و جامعه با شما به اشتراک میذارم. همینطور کتاب‌هایی که خوندم و فیلم‌هایی که دیدم رو با هم بررسی می‌کنیم.
گاهی هم داستان می‌نویسم که خوشحال میشم بخونید و در موردشون نظر بدید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

advanced-floating-content-close-btn