پیشتر در متن در باب آلترناتیو گفتم که ما دو راه داریم. (در صورتی که شاهد حمله نظامی و جنگ داخلی و در نهایت تجزیه کشور نباشیم) یکی اینکه تن بدهیم به اینکه گروهی از الیگارشهای ذینفوذ بر تمام شئونات ما در زندگی سایه بیندازند و بشوند اربابهای جدید ما و در عوض بخشی از آزادیهای به ظاهر اجتماعی مانند کاباره و فاحشهخانه و مشروب فروشی به ما بدهند تا دهنمان بسته باشد یا اینکه خود دست به کار شویم و یکبار برای همیشه بیارباب بودن را تجربه کنیم.
این متن در واقع نوعی فراخوان من برای شماست. شمایی که میخواهید زیر یوغ خودکامگی نباشید. پیشتر گفتهام که آزادی سیاسی بدون ازادی اقتصادی احمقانه و نشدنی است. در واقع شما باید از درآمدتان مجزا باشد تا بتوانید خود را از نظر سیاسی و اجتماعی آزاد کنید.
در این متن میخواهم کمی آلترناتیو خود را بیشتر شرح دهم و در مورد تعاونیها صحبت کنم. این بحث را باز هم ادامه خواهم داد و از شما میخواهم این متن را برای هرکس که فکر میکنید به دردش میخورد بفرستید.
تعاونی چیست؟
تعاونیها مانند هر شرکت دیگر هستند که در اقتصاد فعالیت میکنند با این تفاوت که در تعاونیها، سلسله مراتب متفاوت از شرکتهای سهامی عام یا سهامی خاص است. در تعاونیها شورای مرکزی هرکدام تنها یک رای دارند و هر تصمیم باید به تصویب شورای مرکزی برسد. البته تعاونی میتواند (و از نظر من باید) تمام اعضا را در تصمیمات شرکت دهد.
تعاونیها میتوانند در موضوعات متفاوتیفعالیت کنند با این حال منظور من تعاونیهای خدماتی، کشاورزی و تولیدی هستند.
چرا تعاونیها مهم هستند؟
مهمترین دلیل برای اینکه تعاونی را به شرکت سهامی ترجیح میدهم این است که ساختار در تعاونیها دموکراتیکتر از شرکتهای سهامی است. همچنین در تعاونیهای اقتصادی به جای رقابت صرف، به دنبال همکاری اقتصادی هستیم. جلوتر توضیح خواهم داد که این مساله چگونه میتواند به سود کارگران شود.
همچنین تعاونیها قدرت چانهزنی را افرایش میدهند. هنگامی که شما منابع خود را تجمیع کنید، میتوانید راحتتر خدمات خود را تبلیغ کرده و قدرت بیشتری داشته باشید همچنین در مواجهه با تامین کننده و یا حتی خریدار قدرت چانهزنی بیشتری دارید.
نکته دیگر اینکه دولت موظف است طبق قانون از شما حمایت بیشتری به عمل آورد. اگرچه پس از تفسیر اصل ۴۴ قانون اساسی شاهد کاهش این حمایت ها هستیم، اما این مساله را تغییر خواهیم داد به کمک شما.
مثالی از اهمیت تعاونیها
در دهه ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۰ به خاطر مشکلات ناشی از سو مدیریت و حتی مدیریت اشتباه دولتی، برخی از شرکتها و کارخانهها با ورشکستگی مواجه شدند، در این میان کارگران با تجمیع سرمایه توانستند در قالب تعاونیها کارخانه را سرپا نگه دارند.
جذابترین موردی که من مشاهده کردم کامیونداران در خواف بودند. معادن خواف به خاطر مشکلات ناشی از تحریم ماهها حقوق خود را دریافت نکردند، بنابراین با تشکیل تعاونی بخشی از حق برداشت معدن را گرفتند. امروز بسیاری از این کامیونداران بسیار ثروتمند هستند اگرچه همچنان به کار خود یعنی کامیونداری ادامه میدهند.
مثال بعدی تعاونیهای کارگری برای دریافت پروژههای شهرداری است. پروژههای شهرداری اعم از تمیز کردن خیابانها، نقاشی و گلکاری خیابانها و… امروز عمدتا توسط شرکتهای پیمانکاری انجام میشود. همین کار میتواند توسط تعاونیهای کارگری انجام شود. به این معنی که چند کارگر با تجمیع سرمایهها تشکیل یک تعاونی کارگری میدهند و خود مستقیما اقدام به قبول پروژههای شهرداری میکنند.
در حال حاضر چنین امری به راحتی امکان پذیر نیست چرا که شهرداریها اقدام به فروش سرقفلی کردهاند و اجازه نمیدهند تعاونیهای کارگری شکل بگیرند. اما باید به سمت آن برویم و اگر من در انتخابات اخیر وارد شورای شهر مشهد شوم قطعا یکی از برنامههایم همین امر خواهد بود.
در مورد کشاورزی وضع به مراتب بدتر است. به چند دلیل باید برای کشاورزی به سمت تعاونیهای کشاورزی برویم. اول آنکه ریسکهایی مانند خشکسالی در کار کشاورزی بسیار بالاست. همچنین حاشیه سود در کشاورزی بسیار پایین است. همچنین این ریسک میرود که اگر در کشاورزی وابسته به تولید کنندگان انبوه باشیم (مانند اتفاقی که در مقوله برنج رخ داده است) بازیگران قدرت بسیار زیادی به دست آورند. مشکل بعدی این است که تجربه نشان داده است کشاورزی به شیوه تعاونی بازده بسیار بالاتری از کشاورزی به شیوه فردی دارد و در پایان طی سالهای اخیر شاهد آن هستیم که قطعات مصرفی و مناسب زمین بسیار کوچک شدهاند که کشت و کار مناسب روی آن عملا ناممکن شده است. در تعاونی کشاورزی از آنجایی که خرید نهاده (کود و بذر) به صورت انبوه انجام میشود هزینهها از ۱۵ تا ۴۰ درصد کاهش مییابد. همچنین از آنجایی که نهادههای تولید نظیر کمباین و تراکتور متعلق به خود تعاونی است، میتواند درآمد مازاد نیز به دست آورد.
متاسفانه امروز شاهد آن هستیم که بسیاری از ادوات کشاورزی نظیر کمباین و تراکتور که متعلق به افراد است به خاطر هزینههای سرسام آور تعمیرات بلااستفاده باقی مانده است در حالی که در تعاونیها چنین امری رخ نمیدهد و چون هزینههای تعمیرات سرشکن خواهد شد، فشار زیادی به یک فرد وارد نمیشود.
نکته بعدی در زمان فروش است. این مورد را میتوان با قطعیت گفت چرا که در موضوع پسته و زعفران اعداد دقیق وجود دارند. در مورد کشاورزی فردی، ۳۰ تا ۴۰ درصد از قیمت نهایی سهم کشاورز میشود در حالی که در تعاونیها این عدد به ۶۰ تا ۷۰ درصد میرسد. دلیل این امر ساده است چرا که تعاونی میتواند مستقیما با کارخانهدار و مصرف کننده نهایی ارتباط بگیرد در حالی که کشاورز منفرد چنین امکانی ندارد.
بنابراین تعاونیها میتوانند با توزیع ریسک، بازده واقعی خود را افزایش دهند و همچنین قدرت چانهزنی بالاتری از هر دو طرف زنجیره تامین به دست آورند.
چرا تعاونیها باعث کاهش تصدیگری دولت میشوند؟
برخی به اشتباه تصور میکنند که وقتی میگوییم میخواهیم تعاونی تشکیل دهیم یعنی کارها را به دولت بسپاریم. خیر اینگونه نیست. ما میخواهیم اتفاقا مردم را از دست اربابی به نام دولت آزاد کنیم تا خودشان برای زندگی خودشان تصمیم بگیرند.
به عنوان مثال فرض کنید که من یک دامدار منفرد هستم که باید گوسفند خود را پروار کرده و به کشتارگاه بفروشم. به طور معمول قیمت فروش گوشت توسط دولت به کشتارگاهها اعلام میشود و آنها نیز به قیمت مشخص گوسفند را از شما میخرند.
همچنین سر دیگر زنجیره تامین یعنی خوراک دام نیز اتحادیه گردن کلفتی دارد که به فروشندگان میگوید قیمت را مثلا کیلویی ۱۰۰۰ تومان تعیین کنید. در اینجا یا دولت باید مداخله کند یا شما به عنوان دامدار گوسفند خود را میکشید و از شغل خود کنارهگیری میکنید و بحران غذا ایجاد میشود.
بنابراین دولت در جایی تصدی گری میکند که میداند ضعیفترین حلقه در زنجیره تامین است. (به همین خاطر است که قیمت گذاری دستوری وجود دارد. وقتی مصرف کننده نهایی چارهای جز خرید به قیمتی که فروشنده مشخص کرده است، ندارد، دولت باید به مصرف کننده این قدرت را بدهد.)
پس در اینجا تعاونیها شکل میگیرند تا با قدرت دهی به مردم و افراد بی قدرت، جای تصدی گری دولت را بگیرند.
چگونه یک تعاونی راهاندازی کنیم؟
تشکیل هیئت مؤسس و تعیین اعضای اولیه
- حداقل ۷ نفر عضو حقیقی یا حقوقی واجد شرایط (تابعیت ایرانی، عدم منع قانونی، محجور نبودن) باید گرد هم آیند تا هیئت مؤسس را تشکیل دهند.
- این اعضا باید تابعیت ایران داشته باشند و شرایط عضویت را طبق قانون داشته باشند.
- معمولاً در این مرحله اعضا موضوع فعالیت مورد نظر، حوزه جغرافیایی و نوع تعاونی (تولیدی، کشاورزی، مصرف، خدماتی و …) را تعیین میکنند.
نکته: اگر اعضا در تعاونیهای مشابه عضویت داشته باشند، ممکن است از مصادیق محرومیت عضویت باشند و از آغاز فرایند بازداشته شوند.
تهیه اسناد اولیه: طرح توجیهی و اساسنامه
الف) طرح توجیهی
- باید طرح توجیهی اقتصادی تهیه شود که شامل:
- دلایل تشکیل تعاونی
- نیازهای اعضا
- برآورد سرمایه مورد نیاز (ثابت و در گردش)
- مزیت رقابتی و توجیه اقتصادی فعالیت باشد.
این طرح برای این است که اداره تعاون توجیه منطقی و مالی برای تشکیل شرکت ببیند.
ب) اساسنامه شرکت تعاونی
اساسنامه باید موارد زیر را دربرگیرد:
- نام شرکت با قید «تعاونی»
- نوع، موضوع، اهداف و مدت فعالیت
- سرمایه شرکت و نحوه تأمین آن
- مقررات مالی، عضویت، هیئتمدیره، مجامع و انحلال شرکت باشد.
اساسنامه پس از تهیه باید در مجمع عمومی مؤسس به تصویب برسد (در مراحل بعد).
ارائه درخواست کتبی و دریافت مجوز از اداره تعاون
با تکمیل طرح و پیشنویس اساسنامه:
- درخواست کتبی تشکیل تعاونی با ضمائم را به اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان محل فعالیت ارائه میدهید.
- اداره تعاون این مدارک را بررسی میکند تا:
- اعضا از نظر قانونی صلاحیت داشته باشند
- طرح توجیهی با قوانین انطباق داشته باشد
پس از بررسی، موافقت اصولی یا پروانه تأسیس صادر میشود.
بدون این مجوز، نمیتوانید ثبت رسمی تعاونی را در گامهای بعد پیگیری کنید.
تشکیل «مجمع عمومی مؤسس»
بعد از دریافت موافقت اصولی:
- هیئت مؤسس مجمع عمومی مؤسس تشکیل میدهد.
- در این جلسه:
- اساسنامه تصویب میشود
- هیئتمدیره و بازرس/بازرسان انتخاب میشوند
- سرمایه اولیه و نحوه مشارکت اعضا نهایی میگردد.
انتخاب اعضای هیئتمدیره و بازرس اساساً مهمترین گام تصمیمگیری رسمی داخلی شرکت است.
پرداخت سرمایه و تهیه اسناد مالی
- سرمایه اولیه شرکت باید توسط اعضا تأمین یا تعهد شود طبق اساسنامه.
- در برخی موارد، حداقل سرمایه یا درصدی از آن باید پرداخت شده باشد تا ثبت نهایی انجام شود. حداقل یکسوم سرمایه باید پرداخت شده باشد تا ثبت انجام شود.
عدد دقیق سرمایه لازم بسته به نوع تعاونی و تصمیم اعضا در اساسنامه ممکن است متفاوت باشد و در قانون بخش تعاونی میزان مشخصی ذکر نشده است.
ارسال مدارک به اداره ثبت شرکتها
پس از تکمیل موارد فوق:
- مدارک نهایی (اساسنامه مصوب، صورتجلسات، صورتحساب سرمایه پرداختشده، پروانه تأسیس و …) به اداره ثبت شرکتها ارسال میشود.
- اداره ثبت شرکتها تأیید قانونی انجام میدهد و:
- شناسه ملی شرکت را صادر میکند
- ثبت رسمی شرکت تعاونی محقق میشود.
بعد از ثبت رسمی، وزارت تعاون پروانه نهایی تأسیس را نیز صادر میکند.
راهاندازی فعالیت رسمی
بعد از ثبت رسمی:
- مجمع عمومی میتواند فعالیت اقتصادی را شروع کند
- دفاتر مالی شرکت بسته و پلمپ میشود
- شرکت میتواند برای دریافت تسهیلات، قراردادها و امور بانکی وارد عمل شود.
کل این پروسه کمتر از یک ماه قابل انجام است.


