طلا به چه قیمتی برسد تا تمام مشکلات جهان حل شود؟

192
4

جهان در آستانه یک تغییر پارادایم بزرگ است. سیستم پولی کنونی که بر پایه «پول فیات» (پول بدون پشتوانه فیزیکی) و محوریت دلار آمریکا بنا شده، با چالش‌های بی‌سابقه‌ای روبروست. سوالی که بسیاری از اقتصاددانان کلان و طرفداران پول سخت (Hard Money) می‌پرسند این است: اگر بخواهیم سیستم پر از بدهی و تورم فعلی را با یک سیستم مبتنی بر دارایی فیزیکی جایگزین کنیم، طلا باید چه ارزشی پیدا کند؟

این تحلیل به بررسی وضعیت شکننده اقتصاد جهانی، ضرورت حذف دلار، و محاسبه قیمت واقعی طلا برای بازگشت به وضعیتی مشابه «استاندارد طلا» می‌پردازد.

۱. وضعیت فعلی اقتصاد و تجارت جهانی: اقیانوسی از بدهی

اقتصاد جهانی امروز بر پایه «اعتماد» بنا شده است. پس از شوک نیکسون در سال ۱۹۷۱ (لغو پیمان برتون وودز)، رابطه دلار با طلا قطع شد. نتیجه این اتفاق در ۵ دهه گذشته عبارت بوده است از:

  • انفجار بدهی جهانی: طبق آمارهای موسسه مالی بین‌المللی (IIF)، بدهی جهانی (شامل دولت‌ها، شرکت‌ها و خانوارها) از مرز ۳۰۷ تریلیون دلار عبور کرده است. این رقم بیش از ۳۳۰٪ تولید ناخالص داخلی (GDP) کل جهان است.
  • خلق پول بدون پشتوانه: بانک‌های مرکزی (به ویژه فدرال رزرو آمریکا) برای جلوگیری از رکود، تریلیون‌ها دلار پول چاپ کرده‌اند که منجر به تورم ساختاری در سراسر جهان شده است.
  • تجارت جهانی: حجم تجارت جهانی کالا و خدمات سالانه حدود ۳۲ تریلیون دلار است که بخش اعظمی از آن هنوز با دلار تسویه می‌شود.

وضعیت فعلی ناپایدار است زیرا رشد بدهی‌ها از رشد اقتصادی (تولید واقعی) پیشی گرفته است. این یعنی جهان «آینده را پیش‌خور کرده است». طی دهه‌های آینده روندی ادامه پیدا خواهد کرد که نظام غالب آن تورم است. رشد افسارگسیخته طلا صرفا به خاطر این نیست که تنش‌های ژئوپلیتیکی در حال افزایش است، بلکه به این خاطر است که مردم از نکول گسترده بدهی‌ها می‌ترسند.

۲. چرا دلار باید از تجارت جهانی حذف شود؟

سلطه دلار (Dollar Hegemony) به آمریکا «امتیاز گزافی» داده است، اما برای سایر کشورهای جهان به یک تهدید تبدیل شده است. دلایل اصلی برای حذف دلار عبارتند از:

الف) سلاح‌سازی دلار (Weaponization of Finance)

آمریکا از شبکه سوئیفت (SWIFT) و دلار به عنوان ابزاری برای اعمال تحریم علیه کشورهایی مانند روسیه، ایران و ونزوئلا استفاده می‌کند. مسدود کردن ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی روسیه، زنگ خطری برای تمام بانک‌های مرکزی جهان بود که «اگر با سیاست‌های آمریکا همسو نباشید، پول شما مال شما نیست».

ب) صدور تورم به جهان

وقتی فدرال رزرو پول چاپ می‌کند، تورم ایجاد می‌شود. اما چون دلار ارز ذخیره جهانی است، این تورم به سایر کشورها صادر می‌شود. کشورهای در حال توسعه مجبورند کالاها و انرژی خود را با دلاری بخرند که ارزش آن توسط سیاست‌های داخلی آمریکا دستکاری می‌شود.

ج) ریسک نکول آمریکا

بدهی ملی آمریکا از ۳۴ تریلیون دلار عبور کرده است. هزینه بهره این بدهی اکنون از بودجه نظامی آمریکا بیشتر شده است. ریاضیات نشان می‌دهد که آمریکا هرگز نمی‌تواند این بدهی را به ارزش واقعی بازپرداخت کند و تنها راه، چاپ پول بیشتر و کاهش ارزش دلار است. این دقیقا همان حرفی است که ترامپ علنا در مورد آن صحبت کرده است. ترامپ خواهان بی‌ارزش شدن دلار است تا ارزش بدهی این کشور کاهش پیدا کند و در این میان کشورهایی که بیشترین بدهی آمریکا را دارند (ژاپن، انگلستان و چین) بیشترین ضرر را می‌کنند.

د) عدم تعادل در سیستم پولی فعلی

در سیستم پولی فعلی ایالات متحده، ژاپن، اروپا، انگلستان، کانادا، نیوزلند و بسیاری کشورهای دیگر می‌توانند بدهی خارجی برپایه پول ملی خود ایجاد کنند اما کشورهای دیگر نمی‌توانند. دلیل آن کاملا نژاد پرستانه است چرا که کشورهای یاد شده (به استثنای ژاپن) عمدتا از نژاد سفید اروپایی هستند.

به عنوان مثال، ژاپن می‌تواند اوراق قرضه بر پایه ین چاپ کرده و به جهان (منظور بانک‌های معتبر و بزرگ جهانی است) بفروشد و این بانک‌ها نیز دلار آمریکا چاپ می‌کنند و این اوراق را می‌خرند و اینگونه ژاپن رشد می‌کند. در زمان تسویه حساب، بانک مرکزی ژاپن اوراق تازه منتشر کرده و به بانک دیگری می‌فروشد و پول بانک اول را می‌دهد. اما کشورهای دیگر مانند چین یا برزیل یا ترکیه چنین توانی ندارند چرا که هیچ بانک معتبری در جهان اوراق قرضه برپایه پول ملی آنها را نمی‌خرد. این کشورها باید اوراق قرضه دلاری تهیه کنند.

در نتیجه هر زمان که ایالات متحده بخواهد می‌تواند با تحت فشار قرار دادن این کشورها از آنها اخاذی کند. مثلا در سال‌های گذشته و پس از مداخله ترکیه در سوریه به بهانه مبارزه با پ.ک.ک به ناگهان تحریم‌هایی علیه ترکیه ایجاد شد و ترکیه مجبور شد بدهی‌های دلاری خود را تسویه کند. این مساله منجر به یک تورم افسارگسیخته در ترکیه شد. در ونزوئلا، آرژانتین و حتی در جریان فروپاشی کشورهای جنوب شرق آسیا نیز همین قضیه مشاهده می‌شود. خروج یکباره دلار آمریکا از کشورها زمینه ساز فروپاشی ارز ملی و تورم افسارگسیخته در این کشورها شده است.

۳. چه طرحی برای دنیای بدون دلار می‌توان ریخت؟

طرحی که در ادامه مطرح می‌شود یکی از طرح‌هایی است که نزدیک به ۲۰۰ سال پیش برای تجارت جهانی مطرح شده بود اما به دلایلی هرگز عملی نشد.

همانطور که پیشتر گفته‌ام، یکی از دلایلی که نظام پولی برتون وودز بعد از جنگ جهانی دوم پایه گذاری شد ایده بینواسازی همسایه بود.

به این صورت که کشورها با مازاد تجاری با همسایه‌های خود طلا و نقره را در کشور خود انبار می‌کردند. در نتیجه این اقدام کشورهای همسایه طلا و نقره کافی برای ادامه فعالیت دولت نداشتند و مجبور به ریاضت اقتصادی می‌شدند (مازاد تجاری باید با کسری بودجه پوشش داده می‌شد)

ریاضت اقتصادی دولت منجر به این میشد که رشد اقتصادی کاهش پیدا کند و در نتیجه باز هم تولیدات کمتر می‌شد و کشور مجبور به افزایش واردات می‌شد. این مساله منجر به سقوط دولت‌ها شد.

سیستم برتون وودز می‌خواست نظمی در جهان ایجاد کند تا کشورها از ابزارهای غیرمنصفانه برای ایجاد مازاد تجاری استفاده نکنند. در این سیستم کشورها حق نداشتن پول خود را بی‌ارزش کنند و باید از پول خود دفاع می‌کردند چرا که کاهش ارزش پول ملی به کشورها مزیت رقابتی می‌دهد تا صادرات آنها بهینه شود.

اما این نظم همان زمان هم با مشکل مواجه بود. مهم ترین ایراد را کینز به آن وارد کرد و گفت که بهتر است پول ملی کشورها (هیچ کشوری) به عنوان ابزار تسویه بین المللی استفاده نشود.

دلیل واضح است. به مرور و با افزایش تولیدات صنعتی، نیاز کشورها به پول برای تجارت بین المللی به مرور افزایش پیدا می‌کند. به عنوان مثال صد سال گذشته را در نظر بگیرید. طی ۱۰۰ سال گذشته تجارت جهانی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این افزایش علی رغم این حقیقت است که طی همین مدت خصوصا از ۱۹۷۱ به این سو ارزش پول‌های ملی نیز کاهش معناداری پیدا کرده است. اما چون تولیدات صنعتی نیز افزایش یافته است، خالص ارزش تجارت افزایشی بوده است.

بنابراین دولت ایالات متحده مجبور است همواره کسری تجاری داشته باشد (یعنی واردات بسیار بالا) تا بتواند به طور مداوم دلار تولید کرده و به چرخه اقتصاد جهانی وارد کند. زمانی که ایالات متحده اقدام به عدم خروج پول کند (مانند سال‌های ۲۰۰۳، ۱۹۸۵ و…) چند سال بعد به یکباره یک سقوط در اقتصاد جهانی رخ می‌دهد.

حال ایده چیست؟ ایده این است که به جای یک ارز ملی، بهتر است یک ارز خنثی (مانند طلا) به عنوان ابزار تسویه کار کند. خود کینز ایده بانکور را مطرح کرد و ابزار تسویه بین المللی صندوق بین المللی پول نیز چنین وضعیتی دارد.

اما مساله امروز این است که قیمت طلا به سطحی نرسیده است که بتواند تمام بار پرداخت‌ها و تسویه جهانی را به دوش بکشد. برای این کار قیمت طلا باید افزایش بیشتری پیدا کند.

برای اینکه بفهمیم طلا به چه قیمتی باید برسد تا جایگزین دلار شود، ابتدا باید موجودی طلا را بشناسیم:

  1. کل طلای استخراج شده در تاریخ: تخمین زده می‌شود حدود ۲۱۲,۰۰۰ تن طلا در تمام طول تاریخ استخراج شده است.
  2. ذخایر رسمی بانک‌های مرکزی: از این مقدار، تنها حدود ۳۶,۰۰۰ تن (طبق آمار شورای جهانی طلا – WGC) در اختیار بانک‌های مرکزی و صندوق‌های بین‌المللی پول است. مابقی به صورت جواهرات (حدود ۴۵٪) و سرمایه‌گذاری خصوصی (شمش و سکه) نگهداری می‌شود.

۴. قیمت طلا باید چقدر باشد تا تمام مشکلات حل شود؟

همانطور که گفته شد ۳۶ هزار تن از کل طلای موجود در جهان، در اختیار بانک‌های مرکزی است که احتمالا رقم واقعی بسیار بالاتر است. در واقع برخی پیش‌بینی‌ها ادعا می‌کنند که تنها طلای در اختیار بانک مرکزی چین ۱۰ هزار تن است.

همچنین حتی اگر این رقم را در نظر بگیریم، زمانی که سیستم معاملات بر اساس طلا ایجاد شود، تمام کشورها اقدام به جمع آوری طلای موجود در کشور می‌کنند تا بتوانند تراز تجاری خود را متعادل کنند. درست مانند زمانی که روزولت معاملات طلا را محدود کرد تا کل طلای کشور را در خزانه‌داری جمع کند.

اما بیایید با فرض همان ۳۶ هزار تن یا ۱.۲۰ میلیارد اونس طلا ادامه دهیم. قیمت فعلی طلا حوالی ۵۰۰۰ دلار است که ارزش کل طلای موجود در بانک‌های مرکزی عدد ۵ تریلیون دلار را نشان می‌دهد.

این سطح از قیمت طلا برای معاملات جهانی کفایت می‌کند اما به سرعت می‌تواند کشورها را با مشکل مواجه کند چرا که بسیاری از کشورها به سرعت به خاطر کسری تراز تجاری از طلا خالی می‌شوند و دیگر نمی‌توانند واردات انجام دهند.

در حال حاضر حجم تجارت جهانی چیزی حدود ۳۲ تریلیون دلار است. اما تمام این حجم معاملات لازم نیست با طلا پاسخ داده شود. به عنوان مثال فرض کنید که ما به جای طلا، یک توکن یا ارز دیجیتال قابل معامله در شبکه در اختیار بگیریم.

این ارز دیجیتال هر زمان که کشوری بخواهد باید به طلا تبدیل شود. حالا چین با ایران معامله می‌کند و در پایان سال ۱۰ هزار اونس ایران باید به چین پرداخت کند.اما ایران نیز به عراق گاز صادر کرده است و در ازای آن ۱۰ هزار اونس طلا دریافت کرده است. در اینجا ایران لزومی ندارد پولی پرداخت کند. خزانه ایران دست نخورده باقی می‌ماند تنها ۱۰ هزار اونس طلا یا توکن طلا از حساب عراق به حساب چین منتقل خواهد شد.

در این سیستم کشورها نمی‌توانند مستقیما با بی‌ارزش کردن پول ملی به مزیت رقابتی دسترسی پیدا کنند. اگرچه اینکار به آنها همچنان مزیت می‌دهد. به عنوان مثال با کاهش ارزش دستمزد کارگران، کالای تولید شده در داخل کشورها ارزان‌تر می‌شود اما این مساله می‌تواند مشکل بیشتری نیز ایجاد کند. مثلا ممکن است کشور مجبور شود برای پرداخت بدهی خارجی، اقدام به خرید طلا در داخل کشور کند که این مساله می‌تواند به نوبه خود هزینه ها را افزایش دهد.

اما چه قیمتی برای طلا منطقی است که بتواند معضل تسویه بین المللی را حل کند؟ به نظر من در حال حاضر قیمت ۵ هزار دلار به خوبی می‌تواند کفاف بخش تحریمی اقتصاد جهان را بدهد.

با این حال، اگر بخواهیم ۱۰ درصد از کل تسویه‌های بین المللی را با طلا انجام دهیم، فرضی که معقول است، قیمت طلا باید ۱۰ هزار دلار باشد. همین رقم را بخواهیم به ۱۵ تا ۲۰ درصد برسانیم که به نظرم فرض محافظه‌کارانه است، قیمت طلا تا ۲۰ هزار دلار نیز می‌تواند افزایش داشته باشد.

همینطور باید به خاطر سپرد که در این سیستم قیمت طلا به طور مرتب افزایش پیدا خواهد کرد.

اما سوال مهم. آیا لازم است این سیستم به صورت یکپارچه پیاده‌سازی شود؟ خیر چنین الزامی وجود ندارد و بعید می‌دانم کشورهای جهان هم به چنین سمتی حرکت کنند که البته اگر بکنند خوب است اما بعید است که انسان دوپا اینقدر از خودش هوش و فراست نشان دهد.

پس این محاسبات به چه درد می‌خورند؟ به این درد که بدانیم در صورت رسیدن قیمت طلا به چنین سطوحی چه اتفاقاتی رخ خواهد داد. سیستمی که پس از برتون وودز ایجاد شده بود، الان در حال فروپاشی است و هیچ چیز به اندازه طلا اعتماد بشر را جلب نمی‌کند. طلا چندین هزار سال مهم‌ترین ابزار معامله بشر بوده است و احتمالا در سال‌های آینده جایگاه خود را بهتر پیدا می‌کند.

همچنین به نظر من سطح ۵۰۰۰ دلار برای طلا همچنان سطح خوبی برای خرید است. همانطور که گفتم تارگت نهایی دلار در فاز اول ۱۰ هزار دلار است. بنابراین همچنان می‌توان امید به افزایش بیشتر طلا داشت.

نکته نهایی اینکه به طور کلی در رژیم جدید طلا هرسال افزایش پیدا خواهد کرد. رشد طلا به اندازه رشد تجارت بین الملل خواهد بود. دیگ هیچ حد یقفی برای طلا متصور نیست. تنها دلیلی که پیشتر شاهد آن بودیم که طلا برای مدت طولانی تثبیت شده بود این بود که دلار آمریکا این فلز را سرکوب می‌کرد. از این به بعد طلا به طور مداول افزایش ارزش خواهد داشت (مگر در بحران‌های اقتصادی جهان) و تمام کامودیتی‌ها به زودی با طلا ارزشگذاری خواهند شد.

عضویت در خبرنامه !

Ahmad Sobhani
نوشته شده توسط

Ahmad Sobhani

فینسوف کیه؟
احمد سبحانی هستم، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی از دانشگاه فردوسی و ارشد MBA از دانشکده علوم اقتصادی تهران و خرده دستی هم به قلم دارم.
اینجا تجربیات و دانسته‌هام رو در زمینه‌های مختلف از فلسفه و اقتصاد تا سیاست و جامعه با شما به اشتراک میذارم. همینطور کتاب‌هایی که خوندم و فیلم‌هایی که دیدم رو با هم بررسی می‌کنیم.
گاهی هم داستان می‌نویسم که خوشحال میشم بخونید و در موردشون نظر بدید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 دیدگاه برای “طلا به چه قیمتی برسد تا تمام مشکلات جهان حل شود؟

  1. همه اینها به شرطی اتفاق می افتند که طلا تبدیل به ارز مبادله جهانی برای حداقل ده یا بیست درصد مبادلات جهان شود که البته هنوز نشانه ای از چنین چیزی دیده نمیشود.

  2. سلام و ممنون بابت متن.
    بیت‌کوین که خودش نوعی پول سخت با عرضۀ محدود و قابلیت انتقال سریع‌تر و راحت‌تر از طلاست، کجای این بازیه؟

    • فعلا هیچ کجا. بیت کوین یک ابزار جدیده و هنوز عمر زیادی نداره ابزار اینده است اما اینده خیلی دور. باید به بیتکوین ایمان داشت و از این ایمان هم ضرر نمبکنیم اما نباید وارد تحلیل کلان کرد

advanced-floating-content-close-btn