بازداشت فرزندان آیتالله کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران و رئیس ستاد امر به معروف، در هفتههای اخیر توجه افکار عمومی و رسانهها را به خود جلب کرده است. این بازداشت، که با اتهاماتی نظیر فساد مالی، زمینخواری و سوءاستفاده از موقعیت دولتی همراه بود، این سوال را پیش میکشد:
آیا نظام حاکم در ایران در حال مواجهه جدی با فساد درونساختاری است؟
و اگر چنین است، این برخورد بیشتر به کدام مدل تاریخی شباهت دارد؟
روش شوروی در برخورد محافظهکارانه و پشت پرده، یا مدل چین در پاکسازی علنی و نمایشی؟
در این مقاله، با نگاهی تطبیقی به رفتار حکومتهای شوروی و چین در مواجهه با فساد درونحکومتی، خواهیم دید که ماجرای فرزندان صدیقی در چه الگوی سیاسی قرار میگیرد.
فساد در ساختار قدرت؛ مسألهای جهانی و تاریخی
فساد در ردههای بالای حاکمیت، همواره یکی از تهدیدهای اصلی برای مشروعیت دولتها بوده است.
در این میان دولتها تلاش دارند که به روشهای مختلف فسادها درون حکومت را از بین ببرند یا لاپوشانی کنند.
اما به نظر من بهترین کار این است که مردم را در همین فسادها دخیل کرد. در واقع ما از فوکو داریم که جرم تنها برای طبقه فرودست است نه طبقه فرادست و تنها زمانی جرم از موضوعیت خارج میشود که همه را شامل شود.
در واقع در جامعه مجرم، هیچکس مجرم نیست. نمونه بارز آن ایالات متحده است. در ادامه به دو روش شوروی و چین در مواجهه با فساد میپردازم.
روش شوروی: برخورد پشتپرده برای حفظ ظاهر نظام
در دهههای میانی قرن بیستم، یا بهتر بگویم، پس از مرگ استالین و در دوران خروشچف، شوروی با موارد متعددی از فساد در ردههای بالا مواجه شد. یکی از نمونههای مهم، پروندهی غیررسمی الکساندر شِلِپین، رئیس سابق سازمان امنیت (KGB) بود. زمانی که شواهدی از فساد و شبکههای رانت در اطرافیان او آشکار شد، حکومت نه تنها او را محاکمه نکرد، بلکه با انتقال آرام و سکوت رسانهای، از فروپاشی اعتماد عمومی جلوگیری کرد.
ویژگیهای مدل شوروی:
- حذف غیررسانهای و بدون جنجال
- تلاش برای حفظ انسجام و پرهیز از بیاعتباری ساختارها
- سرکوب اطلاعات در سطح عمومی
روش چین: نمایش ضدفساد برای تثبیت قدرت مرکزی
در مقابل، چین معاصر با انتخاب شیوهای کاملاً متفاوت، از فساد نخبگان برای مشروعیتسازی دولت مرکزی بهره گرفت. پروندهی ژو یونگکانگ (Zhou Yongkang) در سال ۲۰۱۵، نقطه عطفی بود. این عضو ارشد حزب کمونیست، به همراه خانواده و شبکهای گسترده، به فساد مالی، سوءاستفاده از قدرت و رشوهخواری متهم شد.
نتیجه؟ محاکمهای علنی، حبس ابد و تبلیغات گسترده دولتی درباره “پاکسازی درون حزب”.
ویژگیهای مدل چینی:
- محاکمه علنی و رسانهای
- استفاده از پروندهها برای پیام سیاسی (اقتدار دولت، نجات حزب)
- تقویت رهبر مرکزی به عنوان چهرهی “ضد فساد”
ایران در ماجرای صدیقی؛ کدام مدل؟
در ایران، بازداشت فرزندان آیتالله صدیقی با اتهاماتی چون زمینخواری در منطقه ازگل تهران و زدوبند مالی با موسسات وابسته، بهصورت رسمی تأیید شد. اما با وجود حساسیت پرونده، صدیقی در سخنانی نسبتاً محتاط اعلام کرد:
«فرزند من اگر خطا کرده باید طبق قانون با او برخورد شود؛ من هم پیگیری نکردهام.»
این واکنش و نوع پوشش پرونده در رسانههای دولتی، نشاندهنده تلاش برای نمایش قانونگرایی و در عین حال محدود نگهداشتن ابعاد رسانهای ماجرا است.
اما نکته مهم در این میان این است که به نظر میرسد نمونه کاظم صدیقی که با پروپاگاندای رسانهای بسیار عظیم مخالفان سیاسیاش همراه بود (خصوصا کسانی که مخالف وجود تریبون نماز جمعه هستند) یک شوی تبلیغاتی بیاثر باشد.
در همین حال ما شاهد آن هستیم که افرادی مانند بابک زنجانی نه تنها از زندان آزاد میشوند بلکه در یک ناهماهنگی کاملا آشکار، قوه قضاییه این آزادی را در ابتدا منکر میشود.
همچنین هیچ صحبتی در مورد پرونده کرسنت نمیشود و حتی رئیس قوه قضاییه در سخنانی ادعا میکند که پرونده کرسنت در دوران پیش از او هرگز جلو نرفته در حالی که در همان زمان به خاطر مصوبه شعام امکان پیگیری پرونده توسط قوه قضاییه وجود نداشت.
این که قوه قضاییه به جرایم پسران یک مقام روحانی و دولتی ورود کرده است، قطعا مساله بسیار پسندیدهای است. اما نکته اینجاست که دقیقا به دلیل اینکه هیچ صدایی از هیچ نقطه از جامعه بلند نشد و رسانههای متعدد صاحبان زر و زور به دشمنی آشکار با رئیس قوه قضاییه نپرداختند و آبروی او را پرچم نکردند و سر در خانهاش آویزان نکردند، نشان میدهد که این اقدام هیچ تاثیری جز بازتولید همان مناسبات قبلی قدرت ندارد.
آن افرادی که به خاطر به زندان نرفتنشان رئیس جمهور مملکت را تهدید به قتل کردند، آن دیگری را در فرودگاه دوبی کشتند و هلی کوپتر آن یکی را سقوطاندند، آنها کسانی هستند که واقعا باید پیگیری شوند.
اگر قوه قضاییه واقعا به دنبال آن است که اقدامی واقعی انجام دهد یکبار برای همیشه پرونده کرسنت را با تمام اسامی حل و فصل کند. در غیر این صورت، تمام آنچه که رخ میدهد از نظر من چیزی جز شوی تبلیغاتی نیست.
اون که در دبی به قتل رسید کی بود
عباس یزدان پناه