آقای پزشکیان اخیرا در چند مورد از سخنان خود عنوان کرده است که از قدرت گرفتن بیش از پیش استانداران دفاع میکند و همینطور گفته است که استانداران باید بنشینند و در مورد مسائل مرتبط با استان خود بحث و تبادل نظر کنند.
بحث فدرالی کردن ایران، بحثی نیست که متعلق به امروز و دیروز باشد. از زمان انقلاب سفید، شاه با ارائه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی ایده اولیه فدرالی کردن ایران را پایهگذاری کرد.
پس از آن در زمان انقلاب اسلامی نیز عدهای خواهان ساختار فدرالی در ایران بودند و پس از آن در زمان خاتمی نیز این ایده مطرح شد. سپس مرحوم رئیسی نیز همین ایده را تا حدودی پیادهسازی کرد و امروز نیز آقای پزشکیان به شکل دیگری آن را مطرح کرده است.
در واقع بحث فدرالی کردن ایران بحثی است که بزرگتر از دهان آقای پزشکیان است و افراد دیگری باید آن را پی بگیرند که در دولت فعلی چنین افرادی وجود دارند. پیشتر متنی نوشتم در مورد خودفرمانی که بحث نظری آنچه را که در اینجا میخواهم بگویم، در آن متن داشتهام. بنابراین بهتر است پیش از ادامه متن، به آنجا رفته و آن متن را مطالعه کنید.
اما در ادامه به مضرات و فواید این طرح و همینطور پیشنهاداتی که میتواند این طرح را بهبود بدهد میپردازم.
جدایی طلبی، مهمترین مشکل فدرالی کردن
مهمترین و جدی ترین نقدی که به سیستم فدرالی میشود، این است که جدایی طلبی در آن اوج میگیرد.
در واقع سیستم فدرالی در هر کجا که پیادهسازی شده است (حتی در موفقترین نمونه آن یعنی ایالات متحده) جدایی طلبی را نیز با خود آورده است.
اما مساله دیگر این است که سیستم فدرالی در هیچ کجای دنیای به جدایی مناطق منجر نشده است.
حتی در بحرانیترین شکل این مساله یعنی موضوع کاتالونیا در اسپانیا یا موضوع چچن در روسیه، یا موضوع کالیفرنیا در ایالات متحده، هرگز شاهد این نبودیم که جدایی مناطق رخ بدهند. حداقل تا امروز نبودهایم.
کسانی که از بحران جدایی طلبی صحبت میکنند، در واقع به این مساله اذعان میکنند که ایران توانایی فرهنگی و تاریخی کافی برای ایجاد یک چسب ملی ندارد و همواره باید سایه یک لویاتان متمرکز بر سر مردم این مرز و بوم باقی بماند و همواره باید رضاشاهی باشد که همه را یک شکل و یک اندازه کند. در حالی که من به شخصه به چنین چیزی اعتقاد ندارم و البته که در ادامه راهکارهایی برای بهبود چسب ملی ارائه میکنم.
هزینههای بالای اداری
قاعدتا اگر قرار باشد هر ایالت قوانین خاص خودش را داشته باشد، هزینههای اداری افزایش پیدا خواهد کرد. از نظر فلسفه سیاسی، این هزینه بالای اداری هزینهای است که می پردازیم تا آزادی بیشتری داشته باشیم.
به عنوان مثال ممکن است قوانین در خراسان با تهران متفاوت باشد. بنابراین رسیدگی به دعاوی قضایی در تهران ممکن است متفاوت از خراسان باشد و این مساله منجر به هزینه بیشتر برای رسیدگی به دعاوی بین ایالتها خواهد شد.
همینطور ممکن است که تضادهایی بین قانونگذاری وجود داشته باشد و خلاهای قانونی ایجاد شود که افراد سواستفادهگر از آنها استفاده کنند.
تمام این مسائل ممکن است اما قابل حل هستند. ما اولین کشوری نیستیم که سیستم ایالتی را پیادهسازی میکنیم و آخرین هم نخواهیم بود.
نابرابری در توسعه
سیستم فدرالی اگرچه بهترین سیستم برای رشد و توسعه است، اما از طرفی میتواند به سرعت منجر به ایجاد نابرابری اقتصادی شود.
توضیح این مساله را به خوبی آقای نوام چامسکی انجام داده است اما من به طور خلاصه میگویم. فرض کنید استاندار خراسان صبح بیدار میشود و با یک تلفن از طرف آقای ایکس، مدیر عامل بزرگترین شرکت تولیدی خراسان مواجه میشود.
آقای ایکس به او میگوید که امسال سودآوری شرکت کم بوده است و باید مالیات شرکت را کم کنی. آقای استاندار که میبیند اگر به حرف شرکت گوش نکند، شرکت میتواند با اخراج دسته جمعی کارگران خود، باعث نابودی اعتبارش شود، به این خواسته تن میدهد.
در نتیجه پس از مدتی استانداران تبدیل به مترسک شرکتهای بزرگ ایالت میشوند. این مساله به سرعت نابرابری عظیمی در سطح ملی ایجاد میکند. اتفاقی که همین امروز در ایالات متحده و سایر کشورها مشاهده میکنیم.
بخشی از راه حل را در اپیزود مساله پول از پادکست فینسوف توضیح دادهام.
اما فدرالی کردن مزایای بیشماری هم دارد که در ادامه به آن میپردازم.
تقسیم قدرت و تمرکززدایی
در این مورد پیشتر صحبت کردهام و گفتهام که در منطقهای که ما در آن زندگی میکنیم بسیار مهم است که مقداری آزادی عمل به مناطق داده شود.
مثالی که مورد علاقه من است، مقایسه دو حکومت پهلوی و قاجار است. حکومت پهلوی یک حکومت شدیدا مرکزگرا بود و حکومت قاجار یک حکومت فدرالی (ممالک محروسه ایران).
با نگاهی به مدت زمان حکومت این دو سلسله به خوبی درک میکنیم که چطور یک حکومت غیرمرکز گرا میتواند برای مدت طولانیتری بقای خود را تضمین کند.
اما فایده تقسیم قدرت چیست؟ فرض کنید شما از استاندار خود ناراضی هستید. برای تغییر استاندار باید رئیس جمهور را تغییر بدهید و بسیار بعید است که رئیس جمهور بعدی هم استاندار مورد نظر شما را تعیین کند.
بنابراین مردم یک منطقه هیچ نقشی در عزل و نصب استاندارها و فرماندارها ندارند و در نتیجه شکایت از این افراد هم محلی از اعراب ندارد.
اما در سیستم فدرالی شما میتوانید شکایت خود را از استاندار، به سطوح بالاتر منتقل کنید و امیدی به تغییر اوضاع داشته باشید.
تنوع مناطق
شما از قوانین در یک منطقه راضی نیستید؟ مشکلی ندارد، میتوانید به منطقه دیگر بروید. اگر مالیات در خراسان زیاد است، به آذربایجان بروید که مالیات کمتری میگیرد.
افراد به راحتی میتوانند از شر قوانین محلی خلاص شوند اما از شر قوانین ملی به سختی میتوان خلاص شد. به همین خاطر گفته میشود که بهتر است قوانین تا حد امکان در سطوح خرد گرفته شود.
افزایش کارایی حکومت
کسی که تا امروز این سوال برایش پیش نیامده باید به عقل خود شک کند. چگونه یک نفر در تهران زیر باد کولر میتواند برای یک کودک زاهدانی تصمیم گیری کند؟
جواب به این سوال میتواند بحث مهمی را پیش بکشد. منابع حکومت را چه کسانی باید تخصیص دهند؟
البته باز هم باید توجه داشت که به مشکلاتی که بالا ذکر کردم نخوریم. کسی که در تهران نشسته و برای زاهدان تصمیمگیری میکند، به احتمال بسیار زیادی منافعش درگیر تصمیمگیریهایش نیست، اما کسی که در زاهدان است و برای زاهدانیها تصمیم میگیرد، قطعا منافعی دارد. بنابراین مدیریت تضاد منافع در این میان بسیار مهم است.
بهبود مشارکت سیاسی
هنگامی که زاهدانیها میبینند که تصمیمات آنها مستقیما در زندگی آنها نقش دارد، انگیزه پیدا میکنند تا مشارکت سیاسی جدیتری داشته باشند.
این چیزی است که در سیستم ریاستی فعلی دیده نمیشود. در سیستم ریاستی فعلی، به خاطر همان دلایلی که در نوشتارهای قبلی گفتهام، مردم انگیزهای برای مشارکت فعال ندارند و البته که هرگز همه مردم به خواستههای خود نمیرسند چرا که سیستم حزبی ایران بیش از آنکه بر اساس جایگاه اقتصادی تقسیم بندی شده باشد، بر اساس جایگاه فرهنگی تقسیم بندی شده است.
نوآوری در سیاستگذاری
در سیستم فدرالی شما میتوانید به طور همزمان چندین و چند سیاست را در کشور پیادهسازی کنید و در نهایت آن سیاستی را به عنوان سیاست ملی انتخاب کنید که بهترین نتیجه را داشته است.
پیشنهاداتی برای بهتر پیاده شدن سیستم فدرالی در ایران
۱- از آنجایی که سیستم فدرالی نیازمند سطح بالایی از قدرت سیاسی است، بهتر است یکبار دیگر به شکلی دیگر ایالتها تعیین شوند. از آنجایی که قرار است ایالتها محلی برای بحث و گفتگو بین اقوام و مذاهب شود، بهتر است که در هر ایالت به طور مساوی بین اقوام و مذاهب متفاوت تقسیم شود. بدین ترتیب افراد میتوانند باب گفتگو را با یکدیگر باز کرده مذاهب و اقوام به یکدیگر نزدیکتر شوند. بدیهی است که چنین امری نیازمند یک تساهل گسترده توسط حکومت مرکزی و فرهنگ سازی است.
۲- میتوان کشور را به ۵ تا ۷ ایالت تقسیم کرد. این تقسیم کردن باید به گونهای باشد که استانهای ضعیف با حداقل یک استان ثروتمند در یک ایالت قرار بگیرند.
۳- مساله آب بسیار مهم است و استانهایی که مسائل مشترک در زمینه چشمههای آب دارند باید در یک ایالت قرار بگیرند.
۴- انتخابات ایالتی باید به صورت شورا باشد و ایالتها باید به صورت پارلمانی مدیریت شوند.
۵- میتوان برای هر ایالت یک جانشین رهبر تعیین کرد که خط مشیهای ولی فقیه را در آن ایالت پیادهسازی کند. بدین ترتیب مشکل جانشینی رهبر پس از مرگ رهبر پیشین رخ نمیدهد و میتوان از یکی از رهبرهای ایالتی انتخاب کرد.
۶- قدرت رهبران منطقهای میتواند توسط خبرگان رهبری کنترل شود، و قدرت رهبر ملی توسط رهبران منطقه کنترل میشود.
۷- پول ملی میتواند به پولهای ایالتی تقسیم بندی شود که در این مورد در اپیزود مساله پول صحبت کردهام.
۸- رئیس جمهور ایالتی به وسیله شورای ایالتی، استاندار به وسیله شورای استانی، فرماندار به وسیله شورای شهرستانی انتخاب میشوند.
اینها تنها در حکم یک پیشنهاد بود و این پیشنهادات اجرایی نمیشود مگر اینکه قانون اساسی به کلی تغییر کند.
تغییر قانون اساسی نیز نیاز به رفراندوم دارد و رفراندوم نیز جن است و مسئولین ما بسم الله (شاید هم برعکس). اما نکته خطرناک این است که آقای رئیس جمهور بدون توجه به مشکلاتی که ایالتی کردن دارد، صرفا در چارچوب فعلی میخواهد قدرت استانداران را زیاد کند.
این مساله بسیار خطرناک است و میتواند زمینه ساز اختلاسهای گسترده و دزدیهای فراگیر شود.
تا زمانی که به سمنها و NGOها قدرت مناسب داده نشده است تا بتوانند تخلفات را پیگیری کنند، صرفا تفویض اختیارات به استانداران و فرماندان میتواند فاجعهای ملی ایجاد کند و از آن مهمتر یک بدبینی گسترده نسبت به ایده فدرالی کردن ایران ایجاد کند.
بنابراین اگر فدرالی کردن ایران به شیوهای که رئیس جمهور در حال حاضر آن را پیاده میکند، پیاده سازی شود، بنده از آن ایده و کار اعلان برائت میکند و از همینجا میگویم که من با چنین شیوهای از اداره مملکت کاملا مخالفم.